السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

225

تحرير الوسيله ( فارسى )

درب يا قرار دادن ناودان و مانند اين‌ها در صورتى كه به عابرين ضررى نرساند ، اشكالى در جواز آن نيست و كسى - حتى كسى كه خانه‌اش روبه‌روى خانهء او مىباشد - حق جلوگيرى او را ندارد ، چنان كه در كتاب صلح گذشت . و اما دومى - مقصودم راه غير نافذ است كه به « سكه مرفوعه » ناميده مىشود و گاهى بر آن راه كوچك ( بن بست ) اطلاق مىشود - و آن راهى است كه از آن به راه ديگر يا به مباحى راه نداشته باشد ، بلكه سه جانب آن را خانه‌ها و ديوارها احاطه كرده باشد ، پس اين راه ، ملك صاحبان آن خانه‌هايى است كه درهايشان به آن باز مىشود ؛ نه كسى كه ديوار خانه‌اش - نه درب آن - در اين كوچه است . پس چنين راهى مانند ساير ملك‌هاى مشترك مىباشد كه براى صاحبان آن جايز است كه آن را ببندند و بين خودشان تقسيم كنند و هر كدام از آنان حصه‌اش را داخل در خانه‌اش نمايد . و براى كسى غير از آن‌ها بلكه براى يكى از آن‌ها هم ، جايز نيست كه در آن و در فضاى آن تصرف نمايد مگر اينكه با اذن كسى باشد كه اذنش معتبر است ، همانطور كه در مسألهء آينده مىآيد . مسأله 2 - در كوچهء بن بست بعيد نيست كسى كه داخل آن است تا مقابل درب خانه‌اش از آنچه كه ممرّ او است با مرافقى كه نوعاً احتياج به آن دارد و متعارف است ، با كسى كه از او داخل‌تر است شريك باشد ، و بعيد نيست كسى كه داخل كوچه است تا آخر ديوار خانه‌اش با او شريك باشد و كسى كه داخل‌تر است ، مابعد آن را به تنهايى داشته باشد . و در صورت تعدد شركا ، كسى كه داخل‌تر است ( آخر همه ) با همهء آن‌ها شريك است و آن مقدارى را كه راه مخصوص او است به تنهايى دارد ؛ پس همهء آن‌ها از ابتداى بن‌بست تا درب اول يا تا آخر ديوار آن سپس غير از صاحب خانه اولى در غير راه خانهء اول ، شريك مىباشند و به همين صورت ، شركا تا آخر كوچه كم مىشوند و بعيد نيست زيادىاى كه در آخر كوچه است اختصاص به آخرى داشته باشد ؛ پس كسى كه از همه داخل‌تر است ، مىتواند در آنچه كه به تنهايى دارد ، بلكه در زيادى مذكور ، هر نوع تصرفى كه بخواهد انجام دهد و براى غير او تصرف در آن ، مانند بيرون آوردن بالكن يا نورگير يا ساختن سايبان يا كندن چاه فاضلاب يا سرداب يا قرار دادن ناودان و غير اين‌ها ، جايز نيست مگر به اذن شركايش . البته هر كدام از آن‌ها حق رفت و آمد به خانهء خود را از هر